![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
زندگی حکمت اوست
زندگی دفتری از حادثه هاست
چند برگی را تو ورق خواهی زد
مابقی را قسمت
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 2:28 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
هر چه خواهی جنگ کن ، در شیشه زارم سنگ کن
باور مکن بگذارمت رو بر در دیگر کنم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 0:50 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
ولادت دخت نبی اکرم
فاطمه (ص)
را به همه ی شیعیان جهان تبریک عرض می کنم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10:45 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
عزیزم
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
تو اگر کوچ کنی بغض منم می شکند
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 1:44 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد ، دل او خبر ندارد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 2:28 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
من به دنبال گلی می گردم که دلش غربت باران دارد گل سرخ شب بو یک قاصدک سرگردان یک شاپرک بی خبر از پژمردن گل سرخی به پهنای نگاهم به طراوت شبنم و به نوازش نسیم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 2:23 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
من جهان را و انسان را با نگاه فلسفه می دیدم و با اندیشیدن می فهمیدم و جهان و انسان را ، بدین گونه ، جز از یک رویه اش نمی توان دید و فهمید و این دو "اعجاز شگفت" رویه های بی شمار دارند.
هستی یک انسان عظیم است . یک موجود زنده ای که اندام دارد و روح و شعور و چشمان فلسفه و علم جز اندام او نمی تواند دید.
ای که به من اموختی که عشق فراتر از انسان و فروتر از خدا نیز هست و ان دوست داشتن است و ان اسمان پر افتاب و زیبای "ارادت" است و ان بی تابی پر نیاز و دردمند دو روح خویشاوند است ، اشنایی دو تنهای سرگردان بی پناه ، در غربت پر هراس و خفقان اور این عالم است.
"""وقتی عشق فرمان می دهد ، "محال" سر تسلیم فرود می اورد"""
نوشتن برای فراموش کردن است نه برای بیاد اوردن
چه راحت و خوب است حرف زدن وحشی ها ، بچه ها ، جمله ندارند. کلمه حرف می زنند ، یک صوت ، یک هجا ، یک اشاره.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 0:39 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 3:0 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 3:51 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 8:53 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 8:37 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
هر کس بد ما به خلق گوید ، ما دیده به بد نمی خراشیم ما نیکی او به خلق گوییم ، تا هردو دروغ گفته باشیم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 8:26 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
سرنوشت تصميم ميگيرد كه تو در زندگي با چه كسي ملاقات كني اما تنها قلب توست كه مي تواند تصميم بگيرد چه كسي در زندگي تو باقي بماند |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 4:31 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
كاش مي شد عـطـر باران را چشيد خـط سبزي از رخ صحرا كشيد كاش مي شد باغ را بيدار كـرد چشم نرگس را سـحر هوشيار ديد كاش مي شد باز همراه بهـار از پرستو گفت از فوج سوار كاش مي شد در حريم شعر ناب پر گشود و رفت تا معناي آب كـاش مي شـد واژه ها ي خسته را واژه هاي بال و پر بشكسته را واژه هاي بي خيال از دردرا ايـن خمار آلودگان سـرد را يك به يك درجام مي،تطهيركرد كـاخشان با شـعله ها تعمير كرد كاش مي شـــد نيمـه خرداد را آن تنور آتش فرياد را تــا ابد در سينه ها افروختن دم زدن، آتش گـــــرفتـن، سوختن |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 4:28 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی دوستت دارم چون تنها ترین مصراع شعر منی دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی دوستت دارم چون زیباترین لخظات زندگی منی دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم خرداد 1387ساعت 1:33 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
سکوت بهترین تفسیر دوست داشتن است با هم بودن مهم نیست ، مهم به یاد هم بودن است
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم خرداد 1387ساعت 0:48 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
کاش مي شد با شقايق سايبان مي ساختيم باز با هم با محبت آشيان مي ساختيم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 7:22 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
ای كاش جمله زيبای دوستت دارم
بی هيچ غرضی بر زبان ها جاری بود!
و ای کاش ....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:51 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
هر وقت تو زندگيت به يه در بزرگ كه يه قفل بزرگ روش بود رسيدي نترس و نا اميد نشو چون اگه قرار بود در باز نشه جاش يه ديوار مي گذاشتن
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:16 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
ماه به من گفت:
اگر عشقت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟
به ماه نگاهی کردم و گفتم:
آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی ؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:10 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم پر پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 9:8 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 9:2 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
الو ، سلام ، منزل خداست ؟ این منم مزاحمیکه آشناست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است
ولی هنوز پشت خط در اتظار یک صداست
شما که گفته اید جواب سلام واجب است
به ما که میرسد حساب بنده هایتان جداست؟
الو دوباره قطع ووصل تلفنم شروع شد خرابی از دل من است
یا که عیب از سیم هاست؟
چرا صدایتان نمی رسد؟ کمی بلندتر صدای من چطور؟
خوب و صاف و واضح ورساست؟اگر اجازه می دهی برایت
درد دل کنم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:42 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:55 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 9:4 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 6:3 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 5:51 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 10:59 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:42 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
فلق بود که پرسید ، سوار
اسمان مکثی کرد رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید :و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است .ودر ان عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است می روی تا ته ان کوچه که او پشت بلوغ, سر بدر می اورد پس به سمت گل تنهایی می پیچی ,دو قدم مانده به گل پای فواره ی جاوید اساطیر زمین میمانی .و ترا ترسی شفاف فرا میگیرد :در صمیمیت سیال فضا, خش خشی می شنوی کودکی میبینی رفته از کاج بلندی بالا,جوجه بردارد از لانه ی نور و از او می پرسی خانه ی دوست کجاست؟! |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
| پیوندها |
|
eshghevesal وبلاگ تخصصی کامپیوتر آقا علیرضا داداش مسعود سکوت عزیز آقا محسن گیس گلابتون آقا مصطفی داداش حمید داداش حامد فرزانه ، شیوا تنها تنهایی شبهای نیایش |
|
RSS
|