تبليغاتX
عشق من ، بی تو هیچم
سه غم آمد به جانم هر سه یکبار،غریبی و اسیری و غم یار،غریبی و اسیری چاره دارد،غم یارو غم یارو غم یار
سلام

این روزها و شب ها شهر ها پر می شه از هیئت های عزاداری

تو نگاه اول به خودت می بالی که تو مملکتی هستی که همه عشق حسین دارن

ولی نه

اگه بخوای بری تو عمقش می بینی که نه

همه به خاطر عزاداری نیومدن

جز یه عده ی کمی از پسر ها و دختر های جوون که برا عزاداری اومدن بقیه برای

چشم چرونی اومدن

برا دختر بازی

برا اینکه بتونن یه دوست دختر یا یه دوست پسری برا خودشون پیدا کنن

هر کی بگه این طور نیست خودشو گول زده

من نمی دونم این ادما از عاقبتش نمی ترسن

بی معرفتا امام حسین برا چی رفت که شما تو مراسم عزاداریش این کارو می کنین

البته یه اندک درصدی هم تقصیر این دولته

اگه فرهنگ سازی درست عزاداری کردنو تو مملکت جابندازه این طور نمی شه

از من گفتن بود

و در اخر به همه ی جوون هایی که به عشق امام حسین عزاداری می کنن می گم

عزاداری هاتون قبول منم از دعای خیرتون بی بهره نکنین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 6:11 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 5:45 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 5:41 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط سعید | 
ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین و علمدار

 کربلا حضرت ابوالفضل العباس و یاران باوفایش بر عموم مردم

حسینی تسلیت باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 5:26 بعد از ظهر  توسط سعید | 

در حالی گاز منطق شمال کشور قطع شده است که کشور ما دومین کشور دارای مخازن زیر

 زمینی گاز طبیعی می باشد.حال شاید این سوال پیش آید که چرا با این مشکل بزرگ روبه

 رو شده ایم؟

کشور ایران با توجه به مصالح خود طی قراردای ۲۵ ساله با کشور ترکمنستان از این کشور

 گاز خریداری می کرده است.در چند ماه ی گذشته با یک قرارداد جدید بنا بر این شد که

ترکمنستان تا ۳ سال دیگر گاز خود را به ایران صادر کند و تمامی نکات از جمله قیمت گاز

 در این قرار داد ذکر شده است و همچنین باید در هر سال میزان صادرات خود به ایران را

نیز افزایش دهد.در حالی که هنوز ۱ سال هم از تاریخ امضای این قرارداد نگذشته است طرف

ترکمنستان به بهانه ی نقص فنی صدور گاز را به ایران نصف کرد.

طی چند روز پس از این ماجرات به کل این صادرات قطع گردیده . با مذاکرات دو طرف

معلوم شد که هدف طرف ترکمن افزایش دو برابری قیمت گاز می باشد به اضافه ی کاهش

صادرات.در حالی که کشور ایران با افزایش ۶۰ درصدی قیمت گاز موافقت کرده اما طرف

دیگر بر گفته ی خود استوار است.

تا ببینیم چی پیش آید.

ولی ترکمنستان یادت باشه اگه یه روز مادرتو شوهر دادیم اعتراض نکنی . 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط سعید | 
سلام

سلام به همه ی ادم های نیک روزگار

الان با این وضعیت پیش اومده صرفه جویی هنر نیست بلگه صرفه جویی یک وضیفه ی انسونیه

بابا ما مردیم از سردی

روراست بگم برا اشپذی گاز نداریم

یه کم صرفه جویی کنین

دیگه سردی خونه به کنار

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 0:23 قبل از ظهر  توسط سعید | 

به طواف کعبه رفتم به درون رهم ندادند

که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی

در دیر می زدم من ز درون ندا بر آمد 

که درا درا عراقی که تو هم ازآن مایی

به قمار خانه رفتم همه پاکباز دیدم

چو به صومه ایی رسیدم همه زاکر ریایی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 0:2 قبل از ظهر  توسط سعید | 

h
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط سعید | 
زرد است که لبریز حقایق شده است...

تلخ است که با درد موافق شده است...

 شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی...

پاییز بهاری است که عاشق شده است

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط سعید | 

زندگی یعنی چه

که دمی بودن و در بازدمی جان دادن

و در این فرصت اندک بودن

من و تو در پی غربت

با دلی سنگ تر از سنگ خدا

بی تفاوت رفتیم

و کنون در به در لبخندی

در سرانجام نفس های پسین

به در خانه دلها به گدایی رفتیم

و چه بیهوده و تنها

همه کس افسرده

همه دلها مرده

زندگی یعنی چه

که دم و بازدم تنهایی

و نگاهی بر دل

که تو کی می آیی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 4:6 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط سعید | 
کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تـو را

                                                 کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را

غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور

                                                پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را

بـا صد هـزار جلـوه بـرون آمـدی و مـن

                                                بـا صـد هـزار دیـده تمـاشـا کنم تـو را

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 3:48 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 3:41 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 3:40 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط سعید | 
یا ضامن آهو قیامت ضامن ما هم باش

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط سعید | 
 

از خدا می خوام تا ظهور خود آقا امام زمان سایه این عزیزو بالا سرمون نگه داره

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 11:37 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 1:20 قبل از ظهر  توسط سعید | 
شاید شما هم مثل من از دیدن مسابقات فوتبال تیم ملی ایران از شبکه های ایران شاکی باشید.

هر گاه که تیم ملی ایران به خارج از کشور برای برگزاری مسابقات دوستانهو رسمی سفر

کرده ما در تلویزیون ایران هیچ تصویری از تماشاچیان ایرانی نمی بینیم یا اگر هم تصویری

 ازتماشاچیان ایران پخش شود مطمئنا تصویر یک مرد خواهد بود که ان تصویر تا اخر بازی

نزدیک به ۱۰۰ بار تکرار می شود.

علت این امر را باید جای دیگر جستجو کرد.

ضعف.

ضعف بعضی از افرادکه به عنوان تماشاچی با ابروی هر ایرانی بازی می کنند.با گذر از مرز

خاکی و هوایی ملیت ودین خود را فراموش می کنند.

چرای این کار را باید از خودشان پرسید.

شاید هم در درون خانواده کمبود محبت دارند.

شاید هم فکر می کنند با این کارها مشهور می شوند و............

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 4:20 بعد از ظهر  توسط سعید | 
قابل توجه هم وطنان عزیزی که به مشهد مقدس مسافرت می کنند

در ۵ کیلومتری قدمگاه امام رضا(ع) شهری بنا شده به اسم دررود

اگر چه این شهر در دل کویر استان خراسان رضوی قرار دارد ولی اب و هوای ان همچون

مناطق سرسبز شمال می باشد

خیابان های این شهر به وسیله سایه های درختانی قطور که در اطراف خیابان کاشت شده

همواره سایه می باشد

 مهم ترین جاذبه این شهر آبشاری به ارتفاع تقریبی ۵ تا ۷ متر می باشد که بسیار زیبا بوده و

حجم عظیمی آب از این آبشار به سمت پایین سرازیر می شود

این شهر طبیعتی بسیار زیبا دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 4:9 بعد از ظهر  توسط سعید | 
از بین کسانی که به درستی بگویند این تصویر چه کسی است به قید قرعه به یک نفر جایزه اهدا

می شود.پس از هم اکنون بشتابید:

 

اولین پاسخ اشتباه:محمد مهدی پسر رحمان جمال نیست.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 3:59 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط سعید | 
گاو ما ما مي كرد. گوسفند بع بع مي كرد. سگ واق واق مي كرد و همه با هم فرياد مي زدند

حسنك كجايي!

شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود. حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد. او

به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند. او هر روز صبح به

جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند. موهاي حسنك ديگر مثل پشم

گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.

ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد. كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم

داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه

پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد. پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي

كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند. پتروس در

حال چت كردن غرق شده.

براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش

كرده بود. ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت. ريزعلي سردش بود و دلش نمي

خواست لباسش را در آورد. ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به

سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد. كبري و مسافران قطار مردند.

اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود. الان چند سالي است كه

كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي

مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.

او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد. او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار

دارد. او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از

چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر

در كتاب هاي دبستان آن داستانهاي قشنگ وجود ندارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 3:49 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 3:13 قبل از ظهر  توسط سعید | 
سلام

شاید براتون جای سوال باشه که منظورم از عشق وصال چیه؟

خودتون نظر بدین:

ای گل عمر من ! بیا ، تنگ دلم برای تو

گر به سرم گذر کنی ، سر فکنم به پای تو

نام تو ذکر هر شبم ، عطر تو مانده بر لبم

بسکه زدم ز عاشقی ، بوسه به نامه های تو

موی سپید فام من ، مژده ی مرگ می دهد

از تو چرا نهان کنم ؟ زنده ام از برای تو

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 2:42 قبل از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 2:36 قبل از ظهر  توسط سعید | 
ای گل عمر من ! بیا ، تنگ دلم برای تو

گر به سرم گذر کنی ، سر فکنم به پای تو

نام تو ذکر هر شبم ، عطر تو مانده بر لبم

بسکه زدم ز عاشقی ، بوسه به نامه های تو

موی سپید فام من ، مژده ی مرگ می دهد

از تو چرا نهان کنم ؟ زنده ام از برای تو
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط سعید | 
در گذشت عالم ربانی

حضرت آیت الله طاهری

 بر عموم مردم شریف استان گلستان تسلیت باد

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط سعید | 

ای خدا غصه نخوراز تو فراری نشدم

بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم

با وجودی که به حکم تو دلم زخمی شد

شاکی از اینکه مرا دوست نداری نشدم

ابر را چوب همین سادگیش ویران کرد

من که ویرانتر از این ابر بهاری نشدم

قسمتم بود اگر این درد مرا ویران کرد

بعد از او غرق شکایت زتو آری نشدم

ای خدا غصه نخور باز همین می مانم

من زمین خورده این ، ضربه کاری نشدم

هر که می خواست مرا از تو جدا سازد دید

هر چه کردی تو به من ، از تو فراری نشدم

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 7:37 بعد از ظهر  توسط سعید | 
زرد است که لبریز حقایق شده است

                                        تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی

                                      پاییز بهاری است که عاشق شده است

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 1:35 قبل از ظهر  توسط سعید | 
روزگاری که رخت قبله‌ی جان بود مرا روی دل تافته از هر دو جهان

 بود مرا

چند روزی که به سودای تو جان می‌دادم حاصل از زندگی خویش همان

بود مرا

یادباد آن که به خلوتگه وصلت شب و روز دل سرا پرده‌ی صد رازنهان

 بود مرا

یادباد آن که چو آغاز سخن می‌کردی با تو صد زمزمه در زیر زبان

 بود مرا

یاد باد آن که چومی‌شد سرت از باده گران دوش منت کش آن بار گران

 بود مرا

یاد باد آن که به بالین تو شبهای دراز پاسبان مردم چشم نگران

بود مرا

 یاد باد آن که دمی گر ز درت می‌رفتم محتشم پیش سگان تو ضمان بود

مرا

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 1:32 قبل از ظهر  توسط سعید | 
سلام به همه ی پشت کنکوری های عزیز

من سعید دانشجویه رشته ی نرم افزار کامپیوتر هستم

به خدا من و تمام رفقام هیچ خیری از پیام نور ندیدیم

اگه به جوونیتون علاقه دارین پیام نورو نزنین

بی خیالش بشین

برین سربازی بیاین بعد کار بگیرین برین دانشگاه ازاد به خدا بهتره

درسته بد تو جامعه جا افتاده ولی خداییش از پیام نور بهتره

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 3:40 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 6:59 بعد از ظهر  توسط سعید | 
سلامی گرم به همه ی استقلالی های عزیز

باخت مقتدرانه ی تیم عقب افتاده و کلنگ پرسپولیس را به همه ی

عزیزان دل تبریک می گویم

و برای همدری با پرسپولیسی های عزیز ۲ کیلو شیرنی پخش می کنم

بد بخت ها اخه این تیمه با اون مربی کلنگش

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 2:52 بعد از ظهر  توسط سعید | 
سلام

سلامی به گرمی آفتاب به تو   به تو ای عزیز دل ای محسن

برو عقب داغه می سوزی 

 ای شیطون

فقط تو نیستی

هستن ولی زیاد نیستن که از وبلاگم دیدن می کنن

تازه ۱ هفته بالا اوردمش

خوب می شه

اگه وب داری بده بزارم تو وب لاگم

در ضمن نایب قهرمانی شما رو در مشهد تبریک می گویم

عقده ایی

خوب می شی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط سعید | 
سلام

خانوم های عزیز به دل نگیرن

البته خیلیاشون

بیشتر که نه بعضی از این خانوم های منگنه شده تو خانواده وقتی می رن دانشگاه دیگه خودشونو گم می کنن

البته انصافا دانشگاهی که من هستم غیر ۲ تا از این نوخاله نداشته

البته تو رشته خودمون

با هم ببینیم

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 10:15 بعد از ظهر  توسط سعید | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خانه ی دوست کجاست؟

در فلق بود که پرسید سوار 0

اسمان مکثی کرد0

رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت

کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است

ودر ان عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است0

می روی تا ته ان کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می ارد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل

پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی

وترا ترسی شفاف فرا می گیرد0

در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور

واز او می پرسی

خانه ی دوست کجاست؟

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
پیوندها
ساغر(ونوس)
پروانه
داداش حمید
آقا محسن
سکوت عزیز
آقا علیرضا
*محرم دل*
شبهای نیایش
من و مانی
کیوان
***ستاره های سربی***
تنها تنهایی
فرزانه ، شیوا
دوستت دارم
پروین
کلیپ تم آهنگ و ترفند موبایل
میترا
شیدا
پگاه
آوای مرده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM