![]() |
![]() |
|
| سه غم آمد به جانم هر سه یکبار،غریبی و اسیری و غم یار،غریبی و اسیری چاره دارد،غم یارو غم یارو غم یار |
|
ای كاش جمله زيبای دوستت دارم
بی هيچ غرضی بر زبان ها جاری بود!
و ای کاش ....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:51 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
هر وقت تو زندگيت به يه در بزرگ كه يه قفل بزرگ روش بود رسيدي نترس و نا اميد نشو چون اگه قرار بود در باز نشه جاش يه ديوار مي گذاشتن
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:16 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
ماه به من گفت:
اگر عشقت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟
به ماه نگاهی کردم و گفتم:
آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی ؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:10 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم پر پروانه شکستن هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 9:8 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 9:2 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
الو ، سلام ، منزل خداست ؟ این منم مزاحمیکه آشناست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است
ولی هنوز پشت خط در اتظار یک صداست
شما که گفته اید جواب سلام واجب است
به ما که میرسد حساب بنده هایتان جداست؟
الو دوباره قطع ووصل تلفنم شروع شد خرابی از دل من است
یا که عیب از سیم هاست؟
چرا صدایتان نمی رسد؟ کمی بلندتر صدای من چطور؟
خوب و صاف و واضح ورساست؟اگر اجازه می دهی برایت
درد دل کنم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:42 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:55 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 9:4 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 6:3 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 5:51 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 10:59 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:42 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:41 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:3 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 0:27 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:47 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:9 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 1:57 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 4:5 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 3:8 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 2:44 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 1:2 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 10:36 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 2:29 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:34 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
سلام یه فونت توپ براتون گذاشتم می تونین با کلیک کردن روی لینک زیر اونو دانلود کنید البته اگه نرم افزار دانلودر داشته باشین خیلی راحتتر می تونین دانلود کنید بعد از دانلود اونو کپی کنین تو کنترل پنل قسمت فونت پیست کنید http://saeed1366.persiangig.ir/other/narm%20afzar/IranNastaliq.ttf |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 2:25 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:27 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:22 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خانه ی دوست کجاست؟
در فلق بود که پرسید سوار 0 اسمان مکثی کرد0 رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است ودر ان عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است0 می روی تا ته ان کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می ارد پس به سمت گل تنهایی می پیچی دو قدم مانده به گل پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی وترا ترسی شفاف فرا می گیرد0 در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی کودکی می بینی رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور واز او می پرسی خانه ی دوست کجاست؟ |
|
RSS
|