![]() |
![]() |
|
| سه غم آمد به جانم هر سه یکبار،غریبی و اسیری و غم یار،غریبی و اسیری چاره دارد،غم یارو غم یارو غم یار |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 8:6 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
ای كاش جمله زيبای دوستت دارم بی هيچ غرضی بر زبان ها جاری بود!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 7:58 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
عشق از ديدگاه آدم هايي مثل خودمان متفاوت و گاهي خنده دار است البته اگر جدي نگيريد بد نگاهي داشته باشيم به ديدگاه ادمهاي مختلف در مورد عشق و عاشقي .
ننمون رفت اين شمسي را اتوماتيك وار واسمون گرفت .
خوب و با كمالاتيه
هزينه عمل دماغم رو نميدي ؟ واسه ناهار با مريم اينا بريم بيرون راستي نامزد مريم براش ماتيز گرفته اما تو حضر نيستس واسه من كه اين همه دوست دارم يه رنو ه بخري .
باباش چه كاره است ؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 0:56 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
زندگی زیباست
زندگی آتشگه دیرینه ی پابرجاست
گر بیفروزی ، رقص شعله اش تا بیکران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 1:34 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
ای کاش تمام رفتن هایمان بی بهانه بود
و تمام نرفتن هایمان بی گلایه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 1:28 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
سلام به همه یه مدت سرم شلوغ بود نتونستم کانکت شم اما از این به بعد میام دوباره شروع می کنم و پر انرژی تر به امید روزی که همتون از این وبلاگ خوشتون بیاد تا بعد شب و روز همگی بخیر
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 1:22 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
مردن آن نیست که در خاک سیاه دفن شوم مردن آنست که از خاطر تو محو شوم
خدای اطلسی ها با تو باشد ، پناه بی کسی ها با تو باشد تمام لحظه های خوب یک عمر ، بجز دلواپسی ها با تو باشد
سکوت بهترین تفسیر دوست داشتن است مهم با هم بودن نیست ، مهم به یاد هم بودن است
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 0:53 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
به جاي دسته گلي که فردا بر سر قبرم مي گذاري امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن.
به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم نثار ميکني امروز با تبسمي شادم کن.
به جاي متنهاي تسليت گونه که فردا در روزنامه ها مينويسي امروز با پيامي کوچک خوشحالم کن
من امروز به تو احتياج دارم نه فردا |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 0:55 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
زندگی كوتاهتر از آن است كه به خصومت بگذرد
و قلب ها گرامی تر از آنند كه بشكنند...
آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند
و آنچه از دست برود با گریه جبران نمی شود...
فردا خورشید طلوع خواهد كرد
حتی اگر ما نباشیم ...! |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 0:53 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
دوستان را یاد کردن عار نیست
قیمت کاغذ که صد دینار نیست
دوستان را یاد کن تا زنده ای
بعد مردن دوستی در کار نیست |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 0:52 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
برا خوندن متن پایین باید به زبان شیرین شمالی آشنا باشید
سلام سلامی به گرمی لمپا به نرمی ماست به محکمی دار ریشه به استواری کمر کوپا اکنون که این نامه را می نویسم دو پایم در کلوش تا ساق پا در گاسپند پوش یادت هست مرا پرچیمپشت دیدی محل نذاشتی اندهمرا قهر گرفت که نگو دوستدار تو سعید
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 4:37 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خانه ی دوست کجاست؟
در فلق بود که پرسید سوار 0 اسمان مکثی کرد0 رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است ودر ان عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است0 می روی تا ته ان کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می ارد پس به سمت گل تنهایی می پیچی دو قدم مانده به گل پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی وترا ترسی شفاف فرا می گیرد0 در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی کودکی می بینی رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور واز او می پرسی خانه ی دوست کجاست؟ |
|
RSS
|