تبليغاتX
عشق من ، بی تو هیچم
سه غم آمد به جانم هر سه یکبار،غریبی و اسیری و غم یار،غریبی و اسیری چاره دارد،غم یارو غم یارو غم یار

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 8:6 بعد از ظهر  توسط سعید | 
 

   ای كاش جمله زيبای دوستت دارم

   بی هيچ غرضی بر زبان ها جاری بود!


  ای كاش از گفتن دوستت دارم،

  ازترس سوءتفاهم ها و غلط انديشی ها باز نمی ايستاديم،

  ای كاش محبت را بی هيچ چشم داشتی

  حتی چشم داشت محبت،

    به او كه دوستش داريم هديه مي داديم

   ای كاش،

  جمله دوستت دارم

  را به هوس آلوده نميكرديم....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 7:58 بعد از ظهر  توسط سعید | 
 

عشق از ديدگاه آدم هايي مثل خودمان متفاوت و گاهي خنده دار است البته اگر

 جدي نگيريد بد نگاهي داشته باشيم به ديدگاه ادمهاي مختلف در مورد عشق و

عاشقي .



از ديدگاه بابا : عجب باز هم از اين حرف هاي بي ربط زدي ؟


جمله عاشقانه : خدا بع راه راست هدايتت كنه جوون !

 



از ديدگاه يك رياضي دان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول .


جمله عاشقانه : آه همسرم به موازات خط راه آهن دوست دارم .

 



از ديدگاه رحيم اقا قصاب سر كوچمون : زمان ما عشق مشقي در كار نبود

ننمون رفت اين شمسي را اتوماتيك وار واسمون گرفت .


جمله عاشقانه : هوي شمسي شام چي داريم .



از ديد مجيد ششلول بند در زندان : كوچيكتيم عشقي .


جمله عاشقانه : خاك زير پاتيم تف نكني كه گل ميشيم .



از ديد ننه بزرگمان : نزن ننه اين حرفارو راستي اين دختر بتول خانم دختر

 خوب و با كمالاتيه


جمله عاشقانه : بريم خواستگاري .


از ديد نامزدم البته بعد از خواستگاري : عزيزم تو كه عاشقي پس چرا

هزينه عمل دماغم رو نميدي ؟ واسه ناهار با مريم اينا بريم بيرون راستي

 نامزد مريم براش ماتيز گرفته اما تو حضر نيستس واسه من كه اين همه

 دوست دارم يه رنو ه بخري .


جمله عاشقانه : عزيزم . من گوشي سوني هم ميخوام راستي دوستت هم دارم .



از ديد بابابزرگ : اخه پسرم عشق واست نون و اب ميشه حالا بگو ببينم

باباش چه كاره است ؟


جمله عاشقانه : برو دختر ... برج سازه رو بگير .



از ديد مادرمون : وا مگه تو امسال كنكور نداري ؟ عشق باشه واسه سال بعد


جمله عشقانه : اوا غذام سوخت .
_________________


دوست دارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 0:56 قبل از ظهر  توسط سعید | 
 

زندگی زیباست

 

زندگی آتشگه دیرینه ی پابرجاست

 

گر بیفروزی ، رقص شعله اش تا بیکران پیداست

 

ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 1:34 قبل از ظهر  توسط سعید | 
 

ای کاش تمام رفتن هایمان بی بهانه بود

 

و تمام نرفتن هایمان بی گلایه

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 1:28 قبل از ظهر  توسط سعید | 
 

سلام به همه

یه مدت سرم شلوغ بود نتونستم کانکت شم

اما از این به بعد میام

دوباره شروع می کنم

و پر انرژی تر

به امید روزی که همتون از این وبلاگ خوشتون بیاد

تا بعد

شب و روز همگی بخیر

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 1:22 قبل از ظهر  توسط سعید | 
        

         مردن آن نیست که در خاک سیاه دفن شوم

         مردن آنست که از خاطر تو محو شوم

 

         خدای اطلسی ها با تو باشد ، پناه بی کسی ها با تو باشد

         تمام لحظه های خوب یک عمر ، بجز دلواپسی ها با تو باشد

 

        سکوت بهترین تفسیر دوست داشتن است

        مهم با هم بودن نیست ، مهم به یاد هم بودن است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط سعید | 

 

به جاي دسته گلي که فردا بر سر قبرم مي گذاري

امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن.

 

 به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم نثار ميکني

امروز با تبسمي شادم کن.

 

به جاي متنهاي تسليت گونه که فردا در روزنامه ها مينويسي

 امروز با پيامي کوچک خوشحالم کن

 

من امروز به تو احتياج دارم نه فردا

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 0:55 قبل از ظهر  توسط سعید | 

 

زندگی كوتاهتر از آن است كه به خصومت بگذرد

 

 و قلب ها گرامی تر از آنند كه بشكنند...

 

آنچه از روزگار به دست می آید با خنده نمی ماند

 

 و آنچه از دست برود با گریه جبران نمی شود...

 

 فردا خورشید طلوع خواهد كرد

 

                          حتی اگر ما نباشیم ...!

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط سعید | 

 

دوستان را یاد کردن عار نیست

 

قیمت کاغذ که صد دینار نیست

 

دوستان را یاد کن تا زنده ای

 

بعد مردن دوستی در کار نیست

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط سعید | 

 

برا خوندن متن پایین باید به زبان شیرین شمالی آشنا باشید

 

 

 

سلام

سلامی به گرمی لمپا

به نرمی ماست

به محکمی دار ریشه

به استواری کمر کوپا

اکنون که این نامه را می نویسم دو پایم در کلوش

 تا ساق پا در گاسپند پوش

یادت هست مرا پرچیمپشت دیدی محل نذاشتی

اندهمرا قهر گرفت که نگو

دوستدار تو سعید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 4:37 بعد از ظهر  توسط سعید | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خانه ی دوست کجاست؟

در فلق بود که پرسید سوار 0

اسمان مکثی کرد0

رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت

کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است

ودر ان عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است0

می روی تا ته ان کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می ارد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل

پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی

وترا ترسی شفاف فرا می گیرد0

در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور

واز او می پرسی

خانه ی دوست کجاست؟

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
پیوندها
ساغر(ونوس)
پروانه
داداش حمید
آقا محسن
سکوت عزیز
آقا علیرضا
*محرم دل*
شبهای نیایش
من و مانی
کیوان
***ستاره های سربی***
تنها تنهایی
فرزانه ، شیوا
دوستت دارم
پروین
کلیپ تم آهنگ و ترفند موبایل
میترا
شیدا
پگاه
آوای مرده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM