تبليغاتX
عشق من ، بی تو هیچم
سه غم آمد به جانم هر سه یکبار،غریبی و اسیری و غم یار،غریبی و اسیری چاره دارد،غم یارو غم یارو غم یار

 

زندگي خواب قشنگي است اگر بگذارند


خواب ناياب قشنگي است اگر بگذارند


لحظه نازنگاه ودل ماچفت شدن


لحظه ناب قشنگي است اگر بگذارند


شب ديدار،شب حادثه خيز من وتو


شب مهتاب قشنگي است اگربگذارند


من وخشنود به يك خاطره،يك سيب شدن


سيب سهراب قشنگي است اگر بگذارند


"برلب جوي نشين وگذرعمر ببين"


جوب پر آب قشنگي است اگر بگذارند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 8:50 بعد از ظهر  توسط سعید | 
 

سلام به همه

مریم  ما همین ۲۸ می ره تو ۱۹ سال

مریم جون تولدت مبارک

انشااله که ۱۲۰ ساله بشی و منم هر سال بهت تبریک بگم

می دونم الان می گی سعید هم می خواد ۱۲۰ سال زنده باشه

 

هر کی هم می خواد بهش تبریک بگه رو لینک زیر کلیک کنه

مریم جون تولدت مبارک

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط سعید | 

 

در نو بهاران یادگارم را خریدی

تنها امید روزگارم را خریدی

 

در تنگنای کوچه ی تردید بودم

دیدم دو چشم بی قرارم را خریدی

 

دیشب کنار یک غزل تا صبح ماندم

شعر سپید انتظارم را خریدی

 

دیگر برای زندگی چیزی نمانده

تو بی صدا ، دار و ندارم را خریدی

 

شب ها اگر چشمان من آرام هستند

یعنی دو ابر نوبهارم را خریدی

 

 

شهر من غربت دیارم بی کسی


اندکی پایین تر از دلواپسی


چند متری مانده تا آوارگی


ده قدم بالاتر از بیچارگی


جنب یک ویرانه می پیچی به راست


می رسی در کوچه ای کز آن ماست


داخل بن بست تنهایی و درد


هست منزلگاه چندین دوره گرد


خسته و وامانده از این ماجرا


در همان اطراف می بینی مرا

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 3:25 بعد از ظهر  توسط سعید | 
 

 

 

غریبه ـ اشنا

شمارتو برام بذار

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط سعید | 

فقط یک سوال:

سازمان های بین المللی ، تا کی سکوت؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 11:10 بعد از ظهر  توسط سعید | 

 

فرا رسیدن ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین و یاران باوفایش را به همه ی

 

 شیفتگان آن حضرت تسلیت عرض می کنم

 

و امید وارم همه ی ما از رهروان راستین آن حضرت باشیم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 1:23 قبل از ظهر  توسط سعید | 

 

ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز

 

از روی حقیقتی نه از روی مجاز!

 

یک چند بر این بساط بازی کردیم

 

رفتیم به صندوق عدم یک یک باز

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط سعید | 
 
 
تو از دردی كه افتادست بر جانم چه می دانی؟

 
دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی

 
تمام سعی تو كتمان عشقت بود در حالی

 
كه از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی

 
فقط يك لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد

 
چرا عاقل كند كاری كه بازآرد پشيمانی؟
 
 
+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 6:32 بعد از ظهر  توسط سعید | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خانه ی دوست کجاست؟

در فلق بود که پرسید سوار 0

اسمان مکثی کرد0

رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت

کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است

ودر ان عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است0

می روی تا ته ان کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می ارد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل

پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی

وترا ترسی شفاف فرا می گیرد0

در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور

واز او می پرسی

خانه ی دوست کجاست؟

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
پیوندها
ساغر(ونوس)
پروانه
داداش حمید
آقا محسن
سکوت عزیز
آقا علیرضا
*محرم دل*
شبهای نیایش
من و مانی
کیوان
***ستاره های سربی***
تنها تنهایی
فرزانه ، شیوا
دوستت دارم
پروین
کلیپ تم آهنگ و ترفند موبایل
میترا
شیدا
پگاه
آوای مرده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM