به نظر من هر کدوم از قطرات اشک در هر شرايط روحی و زمانی يک تجربه است برای
لحظاتی که از آن پس در پيش داريم..و هر قطره اشک درسی است از لحظات پيشين..
حتی زمانی که برای عزيز از دست رفته ای اشک ميريزيم در واقع بخود نهيب ميزنيم
که لحظه اي بعد شاید نوبت مرگ من فرا رسيده باشد.. پس بايد بهترين و بيشترين استفاده
را از الباقي لحظات بي برگشت زندگي داشته باشم.. چرا كه با هيچ ثروتي حتي ثانيه اي از
زمان از دست رفته بازپس گرفته نخواهد شد و حتي لحظه اي را نميتوان با بالاترين قيمت
مادي خريداري كرد.. و پس از ما تنها نام و يادي از ما به يادگار برجاي ميماند و ايكاش كه
بعد از جدا شدن روح از اين پيكر و لباس كالبدي هر وقت عزيزي از ما يادي ميكند با شادي
و لبخند باشد و جز خاطراتي نشاط آور از خود به يادگار نگذاريم.. چرا كه دلي كه مالامال از
عشق الهي است جز زيبايي و نشاط و كلمات عشق آفرين نميتواند كه روزگار بگذراند..
عشقي كه از دريچه عشق و از راه دل به روح رسوخ كند هيچكس قادر به از بين بردن آن
نخواهد بود و هيچگاه از روح انسان خارج نميشود، چرا كه از زمين و عالم مادي جداست
و به عالم جاودان معنويت تعلق دارد و عشق اززمان و مكان خارج است و آغاز و پاياني
براي اين حس غير قابل وصف نيست، پس چگونه عشق روحي را ميتوان از جسم و روح
جدا كرد؟؟
پس به نظر من با ارزشترين عشق ، عشقي است كه با روح انسان پيوندي ناگسستني دارد
و قطرات اشك پربهاترين تجربيات زندگي..
دل نوشته سهيلا غفار عدلي